در پرتو تشعشعات اتمی
چهره ات
می درخشد
و خنده ات تمام صورت مرا پر می کند

.

ماه

سالها پیش سقوط کرد
و آدمی
بر صفحه ی مانیتورش
هنوز
نقاط روشن دیگری می بیند

من اما مایلم درباره ی تو خیالبافی کنم
تا سیاره ای دیگر

در این هراس اتمی
برگها
فاصله گرفته اند از درخت
پاییز از برگها
رنگها از پاییز
و پوست از استخوان
گلوله ای که باشتاب از پوست می گذرد
تیتر درشت روزنامه های فردا را رقم می زند
گلوله از سر خط خبرها می گذرد
و در قلب کسی آرام می گیرد
که صبح
یک سال جوان تر از روز قبل بود

تکه هایی ناچیز از تورا به یاد می آورم
تکه های ناچیزی از هرچیز را

دور یک میز بنشینیم
و به همه شراب بدهیم
شاید از خود دست کشیدیم
شاید به پوست گرم تو دامن زدیم
که مثل توتون
پیرمردی مثل مرا
بر می گرداند
به روزی آفتابی
که بیست سال جوان تر بودم
و از کشف تو
در دو خیابان آن طرف تر
به خودم
می بالیدم

Top of Form

Bottom of Form

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ساعت 11:39 توسط ماه گیر پیر |