چاههای دهنی
دایره های لب پر
صدایی خش دار
سر
در چاه فرو ببر
در کلاهی
یادر یقه ی یار
که بوی شیر تازه می دهد
این گره آب برود
صدایی خنک
از ته چاه
بالا بیاید
انگشت بکشد بر پوستت
چیزی بگردد
در سینه
در این استخوان های نیم بند
دوایر
مچ بند
چاه گوشی تک افتاده
از زمینی به پهلو
این چاه به نفت برسد یا نرسد
ما همچنان در مانیتورها غایبیم
یوسف چند سنتی گران تر
چه فرقی می کند ؟
این چاه را پدرم کند
می گفت
استخوان سبک می کنیم
گلویی تازه
یوسف بالا می آوریم
این چاه را پنهان کن
دهان این چاه را بپوشان
بوی نفت
این اطراف را شلوغ می کند
صدا به صدا نمی رسد
و این گره در سینه
کور می شود
کور
مثل شبهای الان