الان که الکل خالصم

 دوستم بدار

الان که نیمه ی کامل  لیوان

و بدر صورت  تو

الان که دیوارها  جایشان را با هم جا به جا می کنند

الان که الکل چار طاق

الکل چهار اطاق دارد

در یکی  می خندی

در دیگری  اسم گرم تری داری

در یکی بدر کامل

و در دیگری از یاد می روی

 

الان که ناخدایی خوش خلق ام

بر عرشه ی رمانی

از یک کشتی

با نقشه ی خردلی یک گنج

و گوشم از صدفهای دریایی  غوغاست

الان که الکل خالصم

الکل

الان که در دستم  نیمه ی کامل ماه

و هلال نازک لیوان

با لبم

الان که خنده ی کامل تو

گمراهم  می کنم

در خطهای  نا آگاه  نقشه ای خردلی

الان

الان که دهانی گرم تر داری

دوستم بدار

پیش از آن که ته این بطر را در آورم

و گریه

 خیمه در خراب زند

 

+ نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 22:7 توسط ماه گیر پیر |