این خانه فقط کور

بتن ریخته

دیوار

محصور

شب آمیخته

آوار

این خانه بعید است دری داشته باشد 


انگشت بکش بر ترک  روده شده

ریخته در سقف

از مار

بی حاصل و گمراه

در سقف بخوان  گرچه دروغست

تصویر

یکی

ماه

شاید این وهم اثری داشته باشد


دریای گرامی تپش آلوده و دور است

کبریت بگیران

بدوان بر تن دیوار

یک واگن از ریل فراری

با سایه بر این بوم بریز

با این تن توفان زده یک رود روان کن

شاید این واگن از ریل  فراری

مارا دهد از ویل  فراری

شاید بتواند

هرچند دروغین  بتواند  سفری داشته باشد


گفتند دروغ است

ابن و اب و  روح القدس و  هر چه از این دست 

از وهم بپرهیز

این چاه   اگر می رسد این بار

به گرگ است 

پیرهن از پاره بپرداز

 تکرار نکن

ـ این پیر پدر گشنه ی وهم است پسر کو ؟

یعقوب به در دوخته چشمی که سپید است

شاید این اب پسری داشته باشد



دستی برسانم به تو ای ماه که دوری

ای ماه کمی لاغر

اگر این خانه  دری

خانه    دری

خانه

دری داشته باشد


+ نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 20:29 توسط ماه گیر پیر |