آیینه تری ، گرم تری  ، ماه تری بود
وقتی که دلم کافرِ گمراه تری بود
در تارترین مرحله ی زلف تو گم شد
آن دلْ دلِ دیوانه یِ آگاه تری بود
از دوزخ و فردوس سزاوار کدامم؟
سیبی که تویی
میوه ی دلخواه تری بود
گفتم که تن آباد تر از ماه شوم آه
عشق آفت ویران کنِ تن کاه تری بود
دل از سر دیوار زمان رفت به آن سو
دیوار زمان مانع کوتاه تری بود


دنیا هنرش گرگ وزانی ست عزیزم
آهو بره ام فصل شبانیست عزیزم

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۳ساعت 14:55 توسط ماه گیر پیر |